همشهری: مجید میرزایی، آتشنشان ایستگاه ۷۱، به همراه همکارانش جزو اولین نفراتی بوده که در اوج حملات در مراکز مورد اصابت گرفته حاضر شده تا خسارات ناشی از حملات دشمن را به حداقل برساند. او صحنههای به یادماندی از نجات افراد زیر آوار از آن روزها به ذهن سپرده که یکی از آنها را برایمان روایت می کند: «ساعت ۳ نیمه شب بود که ساختمانی ۵ طبقه در محله تهرانپارس مورد اصابت قرار گرفت. در کمتر از ۱۰ دقیقه به محل رسیدیم. ساختمان کاملاً آوار شده بود و سقف همکف هم کاملاً از بین رفته بود و هیچ راه دسترسی به طبقات نداشتیم. از ساختمان کناری وارد شدیم. راه پلههای خراب شده و پر از آوار بود و تردد در آنها بسیار سخت بود. در طبقه اول، همه اعضای یک خانواده شهید شده بودند و فقط بچهها زنده بودند.» او در ادامه روایتش از نجات یک زن جوان را شرح میدهد: «در طبقه دوم، صدای فریادهای یک خانم جوان را میشنیدم. او در تاریکی فریاد میزد «من اینجام»، به سختی موقعیتش را پیدا کردم و دیدم خانم روی تخت خواب است و دو سوم تخت از لبه پنجره و نمای ساختمان آویزان بود و با هر تکانی که میخورد و فریادی که میزد، به سقوط نزدیکتر میشد.»
میرزایی ادامه میدهد: «به او گفتم «داد نزن، میافتی. تقلا نکن» و بلافاصله با همکارانم از ساختمان مجاور، روزنهای به اندازه نیم متر پیدا کردیم. این مسیر بسیار خطرناک بود، از یک طرف هم بخشی از خانه دچار حریق شده بود. خدا کمک کرد که توانستیم او را نجات دهیم.» این آتشنشان با اشاره به زنده ماندن زن با وجود شدت جراحات و شرایط، گفت: «الان که فکر میکنم، خدا خیلی دوست داشت که بیهوش نشد. به هوش بودن و فریاد زدنش باعث شد پیدایش کنیم.»
نظر شما